ارسال شده توسط شیرین در 3/12/88:: 12:52 صبح
درود دو صد بدرود به ماه من ماه تو ماهی که فرصت بیشتری دارم تا به خودم فکر کنم راستی چرا ما به همه چی فکر می کنیم برای همه چی وقت می زاریم اما به خودمون که می رسه ........بزار این ماه فقط مال خودت باشه خود خودت
کلمات کلیدی :
ارسال شده توسط شیرین در 3/12/88:: 12:52 صبح
خیلی ها به من میگن حساس یا بهتر بگم اید آلیسم ،بی مقدمه شروع کردم،میدونم،این مطلب اونقدر ذهنمو مشغول کرده که نمی دونم از کجا شروع کنم،هر روز تو مسیر کار یا دانشگاه صحنه هایی رو می بینم که اونقدر عذابم میده که اگه به زبون بیارم ممکنه کسی فکر کنه دارم اغراق می کنم،این صحنه رو همه حداقل یه بار تو عمرشون دیدن،دیدن یه معتاد کنار خیابون ،جدول،سطلای زباله و...هر کدوم از ما یه حسی پیدا میکنه ،یکی اونارو انگلای اجتماع میدونه که همه جارو به گند کشوندن و باید اونارو از حق حیات محروم کرد چون بقیه رو هم آلوده میکنن،یکی اونارواز معظلای اصلی جامعه میدونه که باید این مشکلرو حل کرد و...
اما اولین چیزی که به ذهن من میاد اینه که هر کدوم از این آدما می تونستن کسی باشن غیر از اونچه که الان هستن،همه ما توی زندگی اشتباهاتیرو مرتکب شدی کوچیک وبزرگ،آشکار یا پنهان،با اثرات زود گذر یا دیر پا،اما این اشتباههای ما زمانی دیگه تکرار نشدن که کسی یا چیزی دست مارو گرفت یا مارو درست واز راهش متوجه اشتباه بودن اشتباهمون کرد ، من بار ها معتاد شدم ،معتاد عادتها ،رفتارها و...که خیلی از اونها با یه عکس لاعمل درست اطرافیانم ترک شده بعضی هاشونم هنوز منو اسیر خودشون کردن یا بهتر بگم به اونا اعتیاد دارم ،اگه درست قکر کنیم همه ما هم معتادیم !!!معتاد به اشتباهاتمون! ،اعتیاد هم یکی از این اشتباهاته که ممکنه هر کدوم از ما اگه مرتکبش شدیم راه بازگشت وجبرانش سخته،بیاید با خودمون فکر کنیم که اگه ما یه معتاد بودیم دوس داشتیم چطوری با هامون رفتار شه،خیلیها ممکنه بگن چه پیشنهاد مضحکی این تصور چه کمکی می تونه به حل مشکل یه معتاد بکنه،مگه فرقی هم به حال اونا داره که ما حس اونارو درک کنیم و...


کلمات کلیدی :
ارسال شده توسط شیرین در 11/11/88:: 10:6 عصر
خیلی ها به من میگن حساس یا بهتر بگم اید آلیسم ،بی مقدمه شروع کردم،میدونم،این مطلب اونقدر ذهنمو مشغول کرده که نمی دونم از کجا شروع کنم،هر روز تو مسیر کار یا دانشگاه صحنه هایی رو می بینم که اونقدر عذابم میده که اگه به زبون بیارم ممکنه کسی فکر کنه دارم اغراق می کنم،این صحنه رو همه حداقل یه بار تو عمرشون دیدن،دیدن یه معتاد کنار خیابون ،جدول،سطلای زباله و...هر کدوم از ما یه حسی پیدا میکنه ،یکی اونارو انگلای اجتماع میدونه که همه جارو به گند کشوندن و باید اونارو از حق حیات محروم کرد چون بقیه رو هم آلوده میکنن،یکی اونارواز معظلای اصلی جامعه میدونه که باید این مشکلرو حل کرد و...
اما اولین چیزی که به ذهن من میاد اینه که هر کدوم از این آدما می تونستن کسی باشن غیر از اونچه که الان هستن،همه ما توی زندگی اشتباهاتیرو مرتکب شدی کوچیک وبزرگ،آشکار یا پنهان،با اثرات زود گذر یا دیر پا،اما این اشتباههای ما زمانی دیگه تکرار نشدن که کسی یا چیزی دست مارو گرفت یا مارو درست واز راهش متوجه اشتباه بودن اشتباهمون کرد ، من بار ها معتاد شدم ،معتاد عادتها ،رفتارها و...که خیلی از اونها با یه عکس لاعمل درست اطرافیانم ترک شده بعضی هاشونم هنوز منو اسیر خودشون کردن یا بهتر بگم به اونا اعتیاد دارم ،اگه درست قکر کنیم همه ما هم معتادیم !!!معتاد به اشتباهاتمون! ،اعتیاد هم یکی از این اشتباهاته که ممکنه هر کدوم از ما اگه مرتکبش شدیم راه بازگشت وجبرانش سخته،بیاید با خودمون فکر کنیم که اگه ما یه معتاد بودیم دوس داشتیم چطوری با هامون رفتار شه،خیلیها ممکنه بگن چه پیشنهاد مضحکی این تصور چه کمکی می تونه به حل مشکل یه معتاد بکنه،مگه فرقی هم به حال اونا داره که ما حس اونارو درک کنیم و...


ارسال شده توسط شیرین در 2/6/88:: 11:46 عصر
درود دو صد بدرود به ماه من ماه تو ماهی که فرصت بیشتری دارم تا به خودم فکر کنم راستی چرا ما به همه چی فکر می کنیم برای همه چی وقت می زاریم اما به خودمون که می رسه ........بزار این ماه فقط مال خودت باشه خود خودت
کلمات کلیدی : ماه من، ماه تو